نسل زِد ایران بیش از هر نسل دیگری با شبکههای اجتماعی، فیلترها و الگوریتمها زندگی میکند. حالا پژوهشی تازه نشان داده که حتی هوش مصنوعی، این فناوری به ظاهر بیطرف، هنگام تولید تصویر «بدن ایدهآل زن» گرفتار همان کلیشههای قدیمی و مردانه است؛ کلیشههایی که سالهاست رسانهها و صنعت مد به ما تحمیل کردهاند.
- بدن ایدهآل زن؛ از نگاه الگوریتمها تا نگاه مردها
- ۴ ویژگی کلیدیِ زنی که هوش مصنوعی میخواهد
- پوست سفید و موی بلوند: دیکتاتوری رنگ!
- فتیش چربی پایین و حذف مطلق نقص
- جوانگرایی افراطی و بیکینی بهعنوان یونیفرم!
- هوش مصنوعی فقط سلیقه مردانه را کپی کرده است!
- پیامدهای کابوس الگوریتمی برای نسل Z
- مردان هم در امان نیستند (اما کمتر!)
- الگوریتم نیاز به وجدان دارد
اگر فکر میکردیم قرار است هوش مصنوعی به ما تصویری واقعیتر، بالغتر و انسانیتر از «بدن زن» بدهد، این پژوهش تازه نشان داد که سخت در اشتباه بودهایم. نهتنها این اتفاق نیفتاد، بلکه رباتها دقیقاً همان کلیشههایی را بازتولید کردند که دههها در مجلات مد، تبلیغات تلویزیونی و ذهن مردان جا خوش کرده بود:
پژوهشگران دانشگاه تورنتو سه سامانه تولید تصویر هوش مصنوعی را آزمایش کردند و نتایج نشان داد: بدن زن ایدهآل از نگاه الگوریتمها چیزی نیست جز زن سفیدپوست، جوان، بلوند، با درصد چربی پایین، بدون سلولیت و اغلب در لباس شنا یا بیکینی.

نسل Z که سالهاست با صدای بلند از تنوع، پذیرش بدن و پایان دادن به استانداردهای غیرواقعی دفاع کرده، حالا با صحنهای روبهرو شده که انگار از دل دهه ۹۰ میلادی بیرون کشیده شده: الگوریتمها هنوز همان فانتزی قدیمی را دوست دارند.
بدن ایدهآل زن؛ از نگاه الگوریتمها تا نگاه مردها
نسل Z، سلام! اگر فکر میکنید دوره استانداردهای سمی زیبایی مانند “سایز صفر” و “بدن بدون نقص” تمام شده، کاملاً در اشتباهید. ما تازه وارد کابوس جدیدی شدهایم که سازندهاش نه مجلات مد، بلکه رباتهای هوش مصنوعی هستند!
در یک پژوهش تکاندهنده که در دانشگاه تورنتو انجام شد، محققان به سه پلتفرم قدرتمند تولید تصویر (میدجرنی، دالای و استیبل دیفیوشن) دستور دادند تا تصویری از «زن ایدهآل» تولید کنند. نتیجه؟ هوش مصنوعی نه تنها نوآوری به خرج نداد، بلکه دقیقاً همان کلیشههای سختگیرانه، جوانمحور و دور از واقعیت را کپی کرد که سالهاست زنان را تحت فشار قرار داده است.
اگر به تاریخ نگاه کنیم، بدن زن «ایدهآل» بارها تغییر کرده است. در دهه ۱۹۵۰، فرمهای پرتر و زنانه محبوب بودند؛ در دهه ۹۰ میلادی، بدنهای لاغر و استخوانی ترند شدند؛ و در دهه ۲۰۱۰، فرمهای ساعتشنی با باسن برجسته و کمر باریک به عنوان معیار زیبایی معرفی شدند. اما حالا هوش مصنوعی، به جای بازتاب این تنوع، تصویری بسیار محدود و نزدیک به نگاه مردانه از بدن زن ارائه میدهد.
این تصویر، تداعیکننده همان چیزی است که سالها در تبلیغات و فیلمهای غربی دیدهایم: زن سکسی با بدن بینقص، بدون هیچ نشانهای از واقعیتهای طبیعی مثل سلولیت، چربی شکم یا فرمهای متفاوت بدن.
این گزارش، زنگ خطر را به صدا درآورده است: آیا قرار است فناوریهای نسل آینده، صرفاً آینهای باشند که سلیقه محدود و مردسالارانه گذشته را بازتاب میدهند و آن را با قدرت الگوریتم تقویت میکنند؟ در ادامه این گزارش کامل، به بررسی دقیق ویژگیهای “زن ایدهآل” از نظر هوش مصنوعی و چرایی این فاجعه میپردازیم.
۴ ویژگی کلیدیِ زنی که هوش مصنوعی میخواهد
پژوهشگران برای استخراج این نتایج، صدها تصویر را با کلمات کلیدی “زن ایدهآل” و “ورزشکار زن” تولید و تحلیل کردند. معیارهای هوش مصنوعی برای تعریف زیبایی زنانه، بیش از حد تکراری و نگرانکننده بود. زن ایدهآل از نظر الگوریتمهای پیشرفته، این مشخصات را دارد:

پوست سفید و موی بلوند: دیکتاتوری رنگ!
شوکهکنندهترین آمار این بود: ۶۲٫۵ درصد از زنان ایدهآل، سفیدپوست بودند و موهای بلوند بیشترین تکرار را داشت. این نتیجه نشان میدهد که مدلهای هوش مصنوعی، که بر اساس دادههای کلان جهانی (شامل عکسهای تبلیغاتی، مجلات مد غربی و رسانههای جریان اصلی) آموزش دیدهاند، همچنان رنگینپوستان و بهطور خاص زنان آسیایی یا خاورمیانهای را به حاشیه میرانند. در ایران که سالهاست آرزوی “سفید شدن” پوست و “روشن کردن” موها به یک اجبار اجتماعی تبدیل شده، این نتیجه الگوریتمی، مهر تاییدی است بر این کلیشهی سمی.
فتیش چربی پایین و حذف مطلق نقص
در تصاویر تولید شده، درصد چربی بدن به طرز غیرقابل تصوری پایین بود. اما نکته فاجعهبارتر، حذف مطلق جزئیات طبیعی بدن است. در هیچیک از عکسها، اثری از سلولیت، چربی زیرپوستی یا خطوط طبیعی بدن دیده نمیشد.
این موضوع یعنی الگوریتمها، تصویری “اتو کشیده” و “فتوشاپی” ارائه میدهند که از نظر بیولوژیکی برای بسیاری از زنان غیرقابل دسترسی است. هوش مصنوعی صرفاً یک فیلتر قوی است که هر نشانهای از زندگی طبیعی (بارداری، افزایش سن، تغییر وزن) را از بدن زنانه حذف میکند.
جوانگرایی افراطی و بیکینی بهعنوان یونیفرم!
تقریباً تمام زنان ایدهآل در تصاویر هوش مصنوعی، چهرهای فوقالعاده جوان و بی نقص داشتند. زنان مسن یا حتی زنان در دهه چهارم زندگی خود، جایی در این الگوی “ایدهآل” ندارند.
علاوه بر این، در زمینه پوشش، زنان اغلب با لباس شنا یا بیکینی به تصویر کشیده میشدند؛ در حالی که مردان بدون پیراهن بودند. این تفاوت در پوشش، نشاندهنده تکیه هوش مصنوعی بر کلیشههای جنسیتی و بازتولید سوژهشدن بدن زنانه است.
هوش مصنوعی فقط سلیقه مردانه را کپی کرده است!
چرا هوش مصنوعی که قرار است آینهای از آینده باشد، اینقدر قدیمی فکر میکند؟ پاسخ ساده است: دادههای آموزشی سمی.
الگوریتمهای پیشرفتهای مانند میدجرنی و دالای، بر اساس میلیاردها تصویری که در طول سالیان سال در فضای مجازی، مجلات، فیلمهای سینمایی و تبلیغات منتشر شدهاند، آموزش میبینند. چه کسی این تصاویر را تولید کرده است؟ رسانهها و صنایعی که سالها تحت سلطه “نگاه مردانه” بودهاند.
هوش مصنوعی کاری جدیدی نکرده است؛ بلکه قویترین و رایجترین الگوهای بصری را که توسط صنعت مد و سرگرمی به جامعه تزریق شده، شناسایی کرده و آن را به عنوان “ایدهآل” معرفی میکند. به عبارت دیگر:
هوش مصنوعی سلیقهی محدود و دیکته شدهی گذشته را با ابزار تکنولوژی آینده، مُهر تأیید میزند و آن را به یک استاندارد غیرقابل بحث تبدیل میکند.
نکته مهم این است که بدن زن ایدهآل از نگاه هوش مصنوعی، در واقع بازتاب نگاه مردانه به بدن زن است. مردان در طول تاریخ، بدن زن را از زاویه سکسی و جذابیت جنسی تعریف کردهاند. حالا الگوریتمها، با دادههایی که از همین نگاه مردانه تغذیه شدهاند، همان تصویر را بازتولید میکنند.
این یعنی حتی فناوری پیشرفتهای مثل هوش مصنوعی هم نمیتواند از کلیشههای جنسیتی رها شود، مگر اینکه دادههای آموزشی متنوعتر و انسانمحورتر باشند.

این خطرناک است، چون نسل Z که بیشتر از هر نسلی در معرض محتوای بصری و الگوریتمی است، با این نتیجه روبرو میشود که حتی قدرتمندترین فناوری دنیا هم، همین تصویر جوان، بلوند و بدون چربی را به عنوان نهایت زیبایی معرفی میکند. این مسئله به طور مستقیم در افزایش اختلال بدشکلی بدن در میان دختران جوان تأثیر میگذارد.
یکی از یافتههای جالب این پژوهش، نوع پوشش زنان در تصاویر بود. بیشتر زنان با لباس شنا یا بیکینی نمایش داده شدند. این موضوع نشان میدهد که الگوریتمها حتی در انتخاب لباس هم گرفتار کلیشههای سکسی و مردانه هستند.
در واقع، بدن زن نه به عنوان یک واقعیت انسانی، بلکه به عنوان یک «ابژه جنسی» بازنمایی میشود. این همان چیزی است که سالها در تبلیغات و رسانهها دیدهایم و حالا هوش مصنوعی آن را تکرار میکند.
پیامدهای کابوس الگوریتمی برای نسل Z
این پژوهش نه تنها یک هشدار زیباییشناختی، بلکه یک زنگ خطر روانی-اجتماعی است:
۱. حذف تنوع قومی و بومی: در جهانی که تلاش میکنیم زیبایی بومی و قومی را احیا کنیم، هوش مصنوعی با اصرار بر پوست سفید و موی بلوند، بقیه رنگها را کنار میزند. این موضوع در کشوری مثل ایران که تنوع فرهنگی و نژادی بالایی دارد، نگرانکننده است.
۲. جنگ علیه طبیعت بدن: بسیاری از این تصاویر، به خصوص در بخش “ورزشکار زن”، اندامهایی عضلانی با درصد چربی بسیار پایین را نشان میدهند که حفظ آن برای اکثر زنان (بدون عوارض جدی برای سلامتی) غیرممکن است. الگوریتمها به جای تشویق به سلامتی و تناسب اندام، به دنبال فرمی خاص و غیرطبیعی هستند.
۳. فیلتر ابدی: هوش مصنوعی، در واقع، قدرتمندترین و بی نقصترین “فیلتر” موجود است. با این تفاوت که دیگر نمیتوانید آن را خاموش کنید. این الگوها وارد نرمافزارهای طراحی، تبلیغات و حتی بازیهای ویدیویی میشوند و ناخودآگاه، معیار مقایسه افراد با خودشان را تغییر میدهند.
نسل زِد بیش از هر نسل دیگری تحت تأثیر تصاویر دیجیتال است. این نسل با فیلترهای اینستاگرام، بدنهای فتوشاپشده و الگوریتمهای تیکتاک بزرگ شده است. حالا وقتی هوش مصنوعی هم همان کلیشهها را بازتولید میکند، فشار روانی بر زنان جوان بیشتر میشود.
- احساس ناکافی بودن: وقتی الگوریتمها فقط بدنهای بینقص را نشان میدهند، زنان واقعی احساس میکنند بدنشان کافی نیست.
- افزایش جراحیهای زیبایی: فشار برای شبیه شدن به «زن ایدهآل» میتواند موج تازهای از جراحیهای زیبایی ایجاد کند.
- تأثیر بر اعتماد به نفس: نسل زِد که بیشترین مصرفکننده محتوای دیجیتال است، بیش از همه تحت تأثیر این تصاویر قرار میگیرد.

مردان هم در امان نیستند (اما کمتر!)
اگرچه تمرکز اصلی این پژوهش بر روی زنان بود، اما مردان هم از چنگال الگوریتمها در امان نبودند؛ البته با استانداردهای متفاوت. مرد ایدهآل هوش مصنوعی نیز بسیار جوان بود و ویژگیهای زیر را داشت:
- موهای مشکی غالب (و هیچ مرد طاسی دیده نشد!)
- عضلانی و چربی بدن پایین.
- اغلب بدون پوشش بالاتنه.
به طور کلی مردان اغلب سفیدپوست، جوان، با موهای مشکی و بدنهای عضلانی نمایش داده شدند. نکته جالب این بود که هیچ مرد طاسی در خروجیها دیده نشد. این نشان میدهد که الگوریتمها حتی در بازنمایی بدن مردان هم گرفتار کلیشههای محدود هستند.
این نتیجه نشان میدهد که برای مردان، استاندارد بر روی قدرت و جوانی بدون نقص متمرکز است؛ اما برای زنان، کلیشه به سمت ظرافت، جوانی افراطی و سوژهشدن جنسی گرایش بیشتری دارد.
الگوریتم نیاز به وجدان دارد
بر اساس این پژوهش، بدن زن ایدهآل در خروجیهای هوش مصنوعی چنین ویژگیهایی دارد:
- سفیدپوست بودن: اکثریت تصاویر زنان سفیدپوست بودند.
- جوانی: تقریباً همه زنان جوان و بدون نشانههای پیری بودند.
- موهای بلوند: بیشترین تکرار در تصاویر مربوط به زنان، موهای بلوند بود.
- بدن بدون چربی: هیچ نشانهای از سلولیت یا چربی طبیعی بدن دیده نمیشد.
- پوشش سکسی: زنان بیشتر با لباس شنا یا بیکینی نمایش داده شدند.
این ویژگیها نشان میدهد که الگوریتمها، به جای بازتاب واقعیت، همان نگاه مردانه و رسانهای به بدن زن را بازتولید میکنند.
این پژوهش تاکید میکند که تا زمانی که طراحان الگوریتمها (که اغلب مردان سفیدپوست هستند) با رویکردی انسانمحور، جنسیت، نژاد، سن و سلامت واقعی را در نظر نگیرند، هوش مصنوعی به یک ماشین تولید کلیشه تبدیل خواهد شد. نسل Z که خود پیشرو در شکستن استانداردهای زیبایی قدیمی است، باید با قدرت در برابر این سلیقه دیکته شده الگوریتمی بایستد و در پرامپتهای خود (دستورات به هوش مصنوعی) زیبایی تنوع و واقعیت را درخواست کند. تنها با تغییر دادهها، میتوان آینده هوش مصنوعی را نجات داد.

