داکوتا جانسون، بازیگر مشهور هالیوود و ستاره سهگانه «پنجاه طیف خاکستری»، در گفتوگویی تازه درباره موضوعاتی صحبت کرده که کمتر پیش از این با چنین صراحتی درباره آنها حرف زده بود؛ از رابطهاش با بدن و جنسیت گرفته تا شیوه تربیت متفاوتی که از مادرش، ملانی گریفیث، دریافت کرده است. او همچنین درباره نگاهش به عشق، روابط عاطفی، تجربه فیلمبرداری صحنههای صمیمی و زندگی پرحاشیهاش در خانوادهای کاملاً سینمایی صحبت کرده است.
داکوتا جانسون که حالا ۳۶ ساله است، سالهاست یکی از چهرههای شناختهشده سینمای آمریکا محسوب میشود؛ اما شهرت جهانی او بیش از هر چیز با نقش «آناستازیا استیل» در مجموعه فیلمهای «پنجاه طیف خاکستری» گره خورده است. نقشآفرینیای که او را یکشبه به ستارهای جهانی تبدیل کرد و باعث شد نامش با فیلمهای بزرگسالانه و صحنههای بسیار صمیمی گره بخورد.

با این حال، جانسون میگوید راحت بودنش با بدن و جنسیت، صرفاً نتیجه نقشهایی که بازی کرده نیست و ریشه آن را باید در دوران کودکی و رابطهاش با مادرش جستوجو کرد.
داکوتا جانسون: مادرم باعث شد با بدنم راحت باشم
جانسون در صحبتهای اخیرش توضیح داده که مادرش، ملانی گریفیث، از همان سالهای کودکی درباره بدن، روابط و مسائل جنسی با او صادق و بیپرده صحبت میکرده است.
او میگوید مادرش برخلاف بسیاری از والدین اطرافیانش، این موضوعات را پنهان یا تبدیل به تابو نمیکرد و همین رویکرد باعث شد جانسون از همان ابتدا نگاه متفاوتی به بدن خودش داشته باشد.

به گفته این بازیگر، مادرش به او یاد داده که بدنش را دوست داشته باشد و از آن خجالت نکشد. جانسون معتقد است همین تربیت بعدها در مسیر حرفهایاش نیز تأثیر زیادی گذاشته و به او اجازه داده هنگام بازی در فیلمهایی که نیازمند نمایش روابط عاطفی یا صحنههای صمیمی هستند، احساس راحتی بیشتری داشته باشد.
او تأکید کرده که برایش مهم است چنین صحنههایی در خدمت داستان باشند و صرفاً برای جلب توجه مخاطب استفاده نشوند.
این نگاه، با تصویری که طی سالهای گذشته از داکوتا جانسون شکل گرفته نیز همخوانی دارد؛ بازیگری که از همان ابتدای شهرتش نشان داد علاقهای ندارد درباره بدن یا نقشهای جنجالیاش با ترس و محافظهکاری صحبت کند.

رابطه داکوتا جانسون با عشق؛ «هیچ راه درست واحدی وجود ندارد»
بخش دیگری از صحبتهای جانسون به زندگی عاطفی و نگاه او به عشق مربوط میشود؛ موضوعی که با توجه به روابط مشهور و پرحاشیه او، همیشه مورد توجه رسانهها بوده است.
جانسون پیش از این با چند چهره شناختهشده از دنیای موسیقی رابطه داشته و رابطه طولانیمدتش با کریس مارتین، خواننده گروه کلدپلی، نیز سالها در مرکز توجه رسانهها قرار داشت. این رابطه حدود هشت سال ادامه داشت و گزارشهایی درباره نامزدی آنها نیز منتشر شد، اما در نهایت این دو در سال گذشته از یکدیگر جدا شدند.
حالا گفته میشود جانسون با مشین گان کلی، خواننده و رپر آمریکایی، وارد رابطه شده است؛ موضوعی که در ماههای اخیر به یکی از سوژههای مورد توجه رسانههای سرگرمی تبدیل شده است.

با این حال، خود جانسون هنگام صحبت درباره عشق تلاش کرده نگاهش را محدود به یک شکل مشخص از رابطه نکند. او معتقد است آدمها میتوانند شیوه متفاوتی برای زندگی و دوست داشتن انتخاب کنند و الزاماً یک نسخه واحد برای همه وجود ندارد.
از نگاه او، بعضی افراد ترجیح میدهند تمام زندگی عاطفی خود را با یک نفر عمیق کنند، بعضی ممکن است در طول زندگی روابط مختلفی داشته باشند و برخی نیز شکل متفاوتی از رابطه را انتخاب کنند. نکته مهم از نظر جانسون، رشد افراد در کنار یکدیگر و در عین حال حفظ هویت مستقل آنهاست.

این دیدگاه جانسون در شبکههای اجتماعی نیز با واکنشهای مختلفی روبهرو شده و بار دیگر توجهها را به زندگی شخصی این بازیگر جلب کرده است.
پشت صحنه فیلمهای صمیمی آنقدرها هم جذاب نیست!
شاید یکی از جالبترین بخشهای صحبتهای جدید داکوتا جانسون، توضیح او درباره پشت صحنه فیلمبرداری صحنههای صمیمی باشد؛ صحنههایی که روی پرده سینما ممکن است بسیار واقعی و احساسی به نظر برسند، اما واقعیت پشت دوربین کاملاً متفاوت است.

جانسون میگوید برای سالها هنگام فیلمبرداری چنین سکانسهایی، کار چندان پیچیدهای انجام نمیداده و صرفاً باید حرکات و صداهایی را اجرا میکرده که برای مخاطب شبیه یک رابطه واقعی به نظر برسد.
او توضیح داده که در سالهای اخیر حضور هماهنگکننده صحنههای صمیمی در پروژههای سینمایی، شیوه کار را تغییر داده است. این افراد به بازیگران و گروه تولید کمک میکنند چنین سکانسهایی با برنامهریزی دقیقتر و در چارچوب مشخص فیلمبرداری شوند.
جانسون حتی از پیشنهادهایی برای استفاده از تجهیزات مخصوص در برخی صحنهها صحبت کرده که قرار بوده حرکات بازیگران را طبیعیتر نشان دهد؛ هرچند خودش میگوید در بعضی موارد این راهکارها را نپذیرفته است.

این بازیگر همچنین گفته در برخی سکانسها که تنها خودش در قاب حضور داشته، مجبور بوده تمام حرکات را بهتنهایی اجرا کند؛ اتفاقی که از بیرون ممکن است بسیار متفاوت با واقعیت پشت صحنه به نظر برسد.
«پنجاه طیف خاکستری»؛ نقشی که زندگی داکوتا جانسون را تغییر داد
داکوتا جانسون در سال ۲۰۱۵ با بازی در فیلم «پنجاه طیف خاکستری» در کنار جیمی دورنان به شهرت جهانی رسید. این فیلم که بر اساس رمانی پرفروش ساخته شده بود، خیلی زود به یکی از بحثبرانگیزترین آثار سینمایی آن دوره تبدیل شد.
جانسون در این مجموعه نقش آناستازیا استیل را بازی کرد؛ دختری جوان که وارد رابطهای پیچیده با کریستین گری، یک میلیاردر مرموز، میشود.
این نقش اگرچه سکوی پرتاب بزرگی برای جانسون بود، اما خودش بعدها اعتراف کرد که پذیرفتن چنین پروژهای برایش آسان نبوده است. او حتی گفته اگر در ابتدای کار میدانست روند تولید فیلم و میزان فشار رسانهای پس از آن تا این اندازه سنگین خواهد بود، شاید تصمیم متفاوتی میگرفت.

با وجود این، جانسون تأکید کرده که از حضور در این مجموعه پشیمان نیست.
جالب اینکه او پس از «پنجاه طیف خاکستری» تلاش کرد نشان دهد تواناییهایش بسیار فراتر از یک نقش جنجالی است. بازی در فیلمهایی مانند «توده سیاه»، «دختر گمشده» و «ترغیب» بخشی از این مسیر بود و باعث شد منتقدان نیز جنبههای متفاوتی از تواناییهای بازیگری او را ببینند.
داکوتا جانسون و فیلم جدید «وریتی»
حالا جانسون بار دیگر با یک پروژه سینمایی تازه در مرکز توجه قرار گرفته است. او در فیلم «وریتی» بر اساس رمانی از کالین هوور نقش لوئن اشلی را بازی میکند؛ نویسندهای جوان که در شرایط مالی دشوار قرار دارد و پیشنهادی غیرمنتظره دریافت میکند.
او برای تکمیل مجموعه کتابهای نویسندهای مشهور به نام وریتی وارد زندگی خانوادهای میشود، اما خیلی زود متوجه میشود پشت ظاهر آرام این خانواده، رازهای پیچیدهای وجود دارد.
در این فیلم، آن هاتاوی و جاش هارتنت نیز در کنار جانسون حضور دارند و داستان به تدریج به ترکیبی از عشق، راز، روابط پیچیده و اتفاقات تاریک تبدیل میشود.
جانسون درباره این فیلم گفته چیزی که او را جذب کرده، در نهایت داستان عشق و روابط میان شخصیتهاست؛ حتی اگر این عشق در فضایی ترسناک و پیچیده روایت شود.
داکوتا جانسون در خانوادهای که سینما همهچیز بود
شاید یکی از مهمترین دلایل علاقه جانسون به سینما را بتوان در کودکی او پیدا کرد. او در خانوادهای بزرگ شد که تقریباً همه اعضای شناختهشده آن با صنعت فیلم ارتباط داشتند.
مادرش، ملانی گریفیث، بازیگر سرشناس هالیوود است. پدرش دان جانسون نیز از بازیگران شناختهشده آمریکایی محسوب میشود و مادربزرگش تیپی هدرن، بازیگر مشهور و از چهرههای نزدیک به سینمای آلفرد هیچکاک بود.
جانسون نخستین تجربه سینمایی خود را زمانی که تنها ۹ سال داشت، در فیلمی در کنار مادرش به دست آورد؛ فیلمی که آنتونیو باندراس، همسر وقت مادرش، کارگردانی کرده بود.

او میگوید دوران کودکیاش شبیه زندگی معمولی بسیاری از بچهها نبوده است. به دلیل فعالیت والدینش، مرتب بین محلهای مختلف فیلمبرداری جابهجا میشده و گاهی مدت زیادی در یک مدرسه ثابت حضور نداشته است.
با این حال، جانسون از فضای پشت صحنه سینما خاطرات مثبتی دارد. به گفته خودش، صحنه فیلمبرداری برایش از همان کودکی شبیه یک فضای جادویی و امن بود؛ جایی که دیدن مادرش با لباسها و ظاهرهای مختلف برایش هیجانانگیز بود.
کودکی متفاوتی که همیشه هم آسان نبود
زندگی در یک خانواده مشهور، با وجود تمام امکانات، برای جانسون همیشه ساده نبوده است. او خودش زندگیاش را بسیار خوششانس و برخوردار توصیف کرده، اما همزمان پذیرفته که دوران کودکیاش بخشهای دشواری نیز داشته است.
مشکلات مربوط به مصرف مواد مخدر و الکل در زندگی والدینش باعث شد خانواده زمانی که او تنها سه سال داشت، برای کمک گرفتن به سراغ درمان و مشاوره بروند.
جانسون میگوید امروز بابت اینکه والدینش در همان سن پایین برای کمک گرفتن اقدام کردند، قدردان آنهاست.
این بخش از زندگی او تصویری متفاوت از ستارهای را نشان میدهد که بسیاری او را تنها با فرش قرمز، فیلمهای جنجالی و زندگی پرزرقوبرق هالیوود میشناسند.

اضطراب شدید داکوتا جانسون پشت چهره آرامش
شاید یکی از غافلگیرکنندهترین اعترافات جانسون این باشد که با وجود سالها حضور در مقابل دوربین، همچنان از حضور روی صحنه و مراسمهای بزرگ اضطراب شدیدی دارد.
او گفته است که مراسم اهدای جوایز برایش بسیار اضطرابآور است و حتی هنگام ارائه یک جایزه ممکن است زانوهایش بلرزد و صدایش تغییر کند.
جانسون برای کنترل این وضعیت از تمرینهای تنفسی و مراقبه استفاده میکند و گفته است که روزانه دو بار مراقبه دارد. او همچنین به تمرینهای تنفسی برای کنترل اضطرابش روی آورده است.
این اعتراف شاید بیش از هر چیز نشان دهد تصویری که از ستارههای هالیوود روی فرش قرمز میبینیم، همیشه بازتاب کاملی از زندگی واقعی آنها نیست.
داکوتا جانسون امروز دیگر صرفاً بازیگر «پنجاه طیف خاکستری» نیست. او تلاش کرده مسیر مستقلی برای خودش بسازد؛ مسیری که از یک خانواده مشهور شروع شد، با یکی از جنجالیترین نقشهای سینمایی دهه گذشته ادامه پیدا کرد و حالا به پروژههای متفاوتی مانند «وریتی» رسیده است.
با این حال، یک چیز همچنان برای او ثابت مانده: علاقه شدید به سینما. جانسون میگوید نمیتواند فیلم را از زندگیاش جدا کند و سینما همچنان بخشی جداییناپذیر از هویت اوست. شاید به همین دلیل است که با وجود تمام حاشیهها، نقشهای جنجالی و فشار شهرت، همچنان به دنبال ساختن فیلمهایی است که به گفته خودش بتوانند احساسات مخاطب را درگیر کنند و اثری واقعی روی آنها بگذارند.

